خود خودتان را چقدر می شناسید ؟ تا به حال شده در جلسه ای مهم نتوانید به خوبی از خود دفاع کنید .چون فقط نمی دانید چرا ناگهان اعتماد به نفستان افت کرده است ؟


یک ضرب المثل قدیمی می گوید:"افرادی که جرأت ابراز وجود ندارند در مقابل یک پاسخ آسان نیز سکوت می کنند."
پیشرفت در هر ارتباط صمیمانه ای نیاز مند پاره ای افشا شدن است.به بیان دیگر اگر می خواهید در یک رابطه دوستانه پیروز و موفق باشید حتما میزانی از احساسات ،امیال،نگرش و جنبه های خصوصی زندگی خود را برای طرف مقابل افشا کنید. البته آگاه باشید که این کار بر حسب قاعده پیچیده ای انجام پذیرد.در روزها یا ماههای اولیه پیوند روابط دوستانه در حالت ظریف و شکننده ای قرار دارند؛پس برای افشا خود نیاز به سطح مطلوبی از تعادل و استحکان دارید.افزایش یکطرفه خود افشایی زیانبار بوده واین امر نیاز به حرکت دو طرفه دارد.خود افشایی را به تدریج وبر حسب تقاضا انجام دهید.
آن دماریس و والری وایت می نویسد:" وقتی مو ضوعات شخصی زندگی تان را بهبا دیگری در میان می گذارید،احساس او نسبت به شما عوض می شود واین یک حقیقت ساده است.به نظر شما این اتفاق چگونه رخ می دهد؟ البته بیشتر انسان ها این حقیقت را به صورت تجربی در یافته اند،در دل خود افشایی این نکته نهفته است که من به تو اعتماد دارم ،می توانم اسرارم را با تو در میان بگذارم، دوست دارم به تو نزدیک شوم. همین نکته که موجب دوست داشتن متقابل می شود. تحقیقات نشان می دهد افرادی که بیشتر خود افشایی می کنند بیشتر کانون توجه بوده و در دید دیگران گیرایی و جذابیت بیشتری دارند."
ابراز احساس کار ساده ای نیست و برای اینکه در نزد دیگران بتوانید آزادانه در باره انواع احساساتی که دارید صحبت کنید بایستی بیش از پیش برای احساسات خود ارزش قائل شده و به آن ها توجه کنید. دانستن این مطلب اهمیت فراوانی دارد که بدانیم همه افراد نوع بشر حق دارند نیازها ،احساسات ،هیجان ها و خواسته های خویش را آزادانه ابراز کنند.اگر احساسات خود را خوب بشناسید آنگاه هدایت و جهت دهی به آن ها برایتان آسان تر شده ودر نتیجه در برخوردهای اجتماعی احساس بهتری خواهید داشت.

خود کور
-ناشناخته برای خود
- شناخته برای دیگران خود آشکار

خود آشکار
- شناخته برای خود
- شناخته برای دیگران

خود ناشناخته
- نا شناخته برای خود
- ناشناخته برای دیگران

خود پنهان
- شناخته برای خود
- ناشناخته برای دیگران


بهتر است به جای بحث کردن و یا حالت تدافعی گرفتن،با بیان جملاتی ویژه احساسات خود را مطرح کنید.به عنوان نمونه می توانید از جمله زیر استفاده کنید:
"من احساس می کنم که..."
"دل تنگ، ناراحت،خشمگین،اندوهگین،نگران شاد و... هستم."
بهتر است از جملاتی ویژه و انحصاری استفاده کنید با استفاده از این قبیل جملات می توانید احساساتی که با آن ها درگیر هستید را منتقل کنید؛به عنوان نمونه به موارد زیر توجه کنید:
1- احساس منفی:
"من خشمگین هستم"
"در این لحظه احساس می کنم تحقیر شده ام."
"احساس دلتنگی و ناراحتی دارم."
2- احساس دل شکستگی:
"احساس بی مهری و بی محبتی دارم."
"از تو احساس نا امیدی دارم."
3- بیان خواسته ها:
"دوست دارم وقت بیشتری را برای من صرف کنی."
"دلم می خواهد با کمک یکدیگر پاسخی بیابیم."
به عنوان یک تمرین برای عبارت های فوق را که همگی با مفهوم (من حس می کنم) همراه هستند،عباراتی نظیر اما با مفهوم(تو)بیاورید.به عنوان مثال:"تو همیشه دیر می آیی.""تو در این خصوص اشتباه کردی."
حتما متوجه شده اید که اگر عبارتی با مفهوم(تو) شروع شود انسان ها حالت تدافعی به خود خواهند گرفت زیرا این احساس به آن ها منتقل می شود که شما قصد دارید از آن ها عیب جویی کنید و مورد سرزنش قرار دهید یا اینکه در باره عملکردشان قضاوت کنید.این نوع بیان مطلب همیشه با بحث و مشاجره بیشتر همراه است.
مشکل عمده مردم این است که در زمان برقراری ارتباط وقتی به دلیلی عصبانی می شوند،از بیان عصبانیت خود داری کرده وبه جای تبادل احساسات به مشاجره می پردازند.همه ما گمان می کنیم همیشه حق با ماست در حالی که اگر و فقط اگر همین گمان پوچ را کنار بگذاریم نیمی از مشکلات خود را حل کرده ایم.
از بکار گیری عبارت هایی که حالت خطاب دارند پرهیز کنید؛زیرا استفاده از این عبارات همیشه به بحث و مشاجره می انجامد.به نمونه های زیر توجه کنید.
"تو مقصر بودی."
"تو اشتباه می کنی."
"تو آدم از خود راضی ای هستی."
"تو همیشه باعث رنجش و ناراحتی می شوی."
"تو آدم عجول و کودنی هستی."
"تو تو تو تو تو تو" نه بلکه فقط بگو "من احساس می کنم."
از به نمایش گذاشتن احساسات سودی نمی برید پس به جای اینکه آن ها را به نمایش بگذارید فقط احساسات خودرا بیان کنید.نمونه های زیر اشکالی است که مردم برای نمایش ذاشتن احساسات از آن ها استفاده می کنند.
اخم کردن
،بی ادبی،بد زبانی،پرخاشگری،سکوت طولانی،انتقاد،محکم کوبیدن درب اتاق یا ماشین،پرت کردن اجسام،ساخت شایعه،تهمت زدن و...
برای بیان احساسات منفی از عبارت های زیر استفاده کنید.

 

ناراحت هستم

 علاقمند هستم

دلتنگ هستم

مجبور هستم

زیر فشار هستم

  عصبانی هستم

حال می توانید اعتقاد دیگری را جایگزین اعتقاد"من حق را می گویم." کنید.و آن این است :آنچه شما به عنوان حقیقت می شناسید در واقع همان خشمی است که لباس مبدل پوشیده است.در هر مناظره ای حقیقت شما دشمن شماست.پس با خود و طرف مقابل صادق باشید،فقط احساس خود را بیان کنید و بگویید:"من خشمگین یا عصبانی هستم." آنگاه منتظر بمانید تا با معجزه رو به رو شوید. چنانچه می خواهید حق به جانب بوده و دیگران را مقصر بدانید،هیچکدام از شیوه های ارتباط موثر کار ساز نخواهد بود.آموختن نحوه صحیح بیان احساسات و هیجانات،موجب تندرستی شده و آرامش تان را افزایش خواهد داددر صورتی که نیت شما حل کردن مساله است؛کافی است با اتکا به همین روش ها کار خود را پیش برید.
هم چنان که به بهبود روابط می پردازید،موارد زیر را مد نظر داشته باشید:
• به نحوه گریستن و نگرشتان به دنیای اتطراف توجه داشته باشید.
• برای چگونه زیستن خود چرایی بیابی،آنگاه تصمیم بگیرید که می خواهید چه باشید و چگونه زندگی کنید.
• احساسات مثبت و منفی خود را نسبت به رفتارتان دائما مورد بازبینی قرار دهید.
• در مراحل مختلف زندگی اندکی صبر کنید بسنجید که آیا می توانید مسئولیت کارهای خودرا به عهده بگیرید یا خیر.
احساس قابل انتقال است واز میان انواع احساساتی که می شناسیم احساسات منفی سریعتر از احساسات مثبت منتقل می شوند.شاید به این دلیل که احساس منفی بیشتر بوی تهدید می دهند.